عبد الحي حبيبى

858

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

او پانيشد ، روحانيون فاسد شدهء بودايى را در هر جا در مناظره و مباحثه مغلوب ساختند ، كه فرقه‌بندى داخلى بودائيان نيز درين مغلوبى اثر داشت . بهر صورت اثر افكار بودايى در جامعهء آنوقت ، با وجود رقابت برهمنى عميق بود ، و عقيده اهمسا AHiMSA ( عدم اذيت به حيوان ) و بت‌پرستى و زيارت مقامات مقدس ، و عقيده‌ايكه زندگانى اساسا شر است و بايد از ان نجات يافت ، همه‌چيز - هاييست كه از كيش بودايى در افكار آن وقت نفوذ كرده است . « 1 » بودائيان يك ميراث عظيم هنرى را كه عبارت از آثار منقوش و بتان و مجسمه‌ها و ابنيه باشد گذاشته‌اند ، كه تنها آثار باقيهء آن در باميان مورد تعجب و دلچسپى تمام بشر گرديده است . شى ، فاهيان و هيون تسنگ معابد فراوان پيروان مذهب كبير و مذهب صغير بودايى را در افغانستان شمالى و شرقى نشان داده‌اند ، و از ان برمىآيد كه در نصف اول قرن نخستين اسلامى اين دو مذهب بودايى « 2 » در افغانستان موجود بود . ( براى تفصيل مزيد به آغاز فصل اول رجوع كنيد . )

--> ( 1 ) - دكتور ايشورى پرشاد در تاريخ هند ( انگليسى ) 120 طبع اله‌آباد 1933 م ( 2 ) - در سنسكريت نام اين دو طريقه مهايانه - هينه يانه بود . جزو دوم اين كلمات يان VAN در سنسكريت معنى عراده و يك وسيله انتقال را داشت مانند گادى و اسپ و نامه و غيره ( فرهنگ هندى دنكن فوريس طبع لندن 1866 م صفحه 797 ) جزو اول كلمه اول مها - ما بمعنى بزرگست ، كه در پنبتو و درى هم بود مانند ماچين - مابن كه معنى آن چين بزرگ و جنگل بزرگ باشد . اما جزو دوم هر دو كلمه يانه است كه در پنبتو نزديك به همين معنى و شكل ( يون - يانه ) زنده و مستعمل است ، و معنى كنونى آن رفتار و تگ و مسلك و مذهب باشد . اما هينه در نام دوم در سنسكريت HIN معنى ناقص و كوچك و سبك و تهى و پوسيده را داشت ( فرهنگ مذكور 796 ) سمويل بيل مترجم سى - يو - كى ( خاطرات بودايى دنياى غربى ) يانه را بمعنى عراده VEHICLE ترجمه كرده و نويسندگان ما بعد زبان فارسى هم عرادهء كبير و صغير نوشته‌اند . ولى من بجاى آن كلمه مذهب را كه در ادبيات ما مستعمل و به مفهوم اصلى يانه ( - ذهاب عربى و رفتار درى ) نزديكتر است نوشته‌ام . زيرا در پنبتو عين كلمه به عين معنى موجود و مفهوم است ، و هم كلمه عراده در مفاهيم دينى در ادبيات ما ابدا به كار نرفته است .